تبلیغات
جامعه‌شناسی اطلاعات - موسسۀ اطلاعات علمی (ISI): پروژه ای برای تسخیر اطلاعات جهان
Sociology of Information

موسسۀ اطلاعات علمی (ISI): پروژه ای برای تسخیر اطلاعات جهان

جمعه 22 آذر 1392 12:27 ق.ظ

نویسنده : مهدی شقاقی
تحلیل جریان اطلاعات، یکی از بحثهای مهم و در عین حال پیچیدهای است که به نوعی به بحث سیاستهای اطلاعاتی نیز نزدیک است. تحلیل انتقادی نیروهای حاکم بر جریان اطلاعات محلی، ملی، منطقهای و جهانی از علائق خاص جامعهشناسی اطلاعات است. ذکر یک نمونه از این تحلیلها میتواند شفاف کننده باشد. فردی به نام یوجین گارفیلد در دهه 1960 موسسه ای به نام «موسسه اطلاعات علمی» تأسیس میکند و با استفاده از روش تحلیل استنادی و روشهای کمی سنجش تأثیر (مانند ضریب تأثیر)، ظرفیتی برای دستهبندی و امتیازدهی به علم جهان ایجاد مینماید.
وی در واقع توانست با استفاده از یک ابزار، عقلانیت خود را به عنوان سازمانی که دارای این مشروعیت و جایگاه است که میتواند علوم سایر کشورها را دستهبندی، ارزیابی و رتبهبندی کند، جا بزند. همانطور که میبینید، این مشروعیت، فاقد اعتبار ماهوی است و صرفاً مشروعیت خود را از طریق نظام سرمایههای مادی، فرهنگی و نمادین به دست آورده است و از تمایل عقل ابزاری دانشمندان برای سنجیده شدن، امتیاز داده شدن، و تفاخر علمی و نیز تمایل کشورها برای تدوین نظامهای ارزیابی علمی دانشوران بهرهبرداری شده است. اما این پروژه در تحلیل جریان اطلاعات، در واقع یک پروژۀ تسخیر اطلاعات جهان است. امریکاییها در واقع توانستهاند با اتخاذ یک سیاست اطلاعاتی کلان و هوشمندانه، بدون صرف هزینۀ زیاد، علوم سایر کشورها را به زبان خودشان در آورده و ذخیره کنند و همانطور که میدانیم، این مقالات علاوه بر اطلاعات صریح و مستقیم، دارای اطلاعات نوع دومی نیز میتوانند باشند که از طریق دادهکاوی، تحلیل روند، و تحلیل هنجار قابل استخراج است. در واقع سایر کشورها با کمال میل، علوم خود را به زبان آنها نگاشته و تقدیم میکنند. این نوع سیاستهای اطلاعاتی در امریکا به عنوان نماد سرمایهداری جهانی مسبوق به سابقه است. در طی جنگ جهانی دوم، کنگره امریکا افرادی را به سراسر اروپا اعزام کرد که از تمامی کتب منتشر شده در اروپا حداقل یک نسخه تهیه و به کتابخانه کنگره امریکا بیاورند تا این کشور به دلیل جنگ، از فقدان اطلاعات زیان نبیند. یا جالب است بدانید این کشور در دهه 1980 به قانون کپی رایت پیوسته است و این در حالیست که این قانون اواخر قرن 19 تدوین و از اوایل قرن بیست در کشورهای اروپایی اجرا شده است. با این حال، مایۀ تأسف است که سیاستگذاران اطلاعاتی ایران به این جریان تسخیر اطلاعات بیتوجهند. به جای اینکه به ترجمه متون مهم و دسته اول زبانهای دیگر در دانشگاهها امتیاز داده شود (فرایندی که علم کشورهای دیگر، در داخل کشور درونی میشود) به تقدیم مقالات علمی به موسسه اطلاعات علمی (ISI) امتیاز داده میشود. اندک مایه تولید علمی ای که در داخل انجام میشود نیز زمانی ارزش مییابد که به زبان بیگانه درآمده و تحت تسخیر آنان درآید.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 بهمن 1392 09:56 ق.ظ