تبلیغات
جامعه‌شناسی اطلاعات - شخصی‌سازی اطلاعات
Sociology of Information

شخصی‌سازی اطلاعات

دوشنبه 26 خرداد 1393 12:03 ب.ظ

نویسنده : مهدی شقاقی

میشل پیوره و همكارش چارلز سابل، در كتاب معروف خود با عنوان «The Second Industrial Divide» برای اولین بار این بحث را مطرح كردند كه نظام سرمایه‌داری از تولید انبوه (فوردیسم) به سوی تولید خاص یا تولید انعطاف‌پذیر (پست‌فوردیسم) گراییده است. آنها اظهار می‌دارند كه تاریخ سرمایه‌داری مدرن چهار الگوی انباشت سرمایه را پشت سر گذاشته است: 1. انباشت گسترده 2. تایلوریسم یا انباشت گسترده بدون مصرف انبوه ‌3. فوردیسم یا انباشت گسترده با مصرف انبوه و 4. انباشت انعطاف‌پذیر با مصرف از پیش‌تعیین شده برای مصرف‌كنندگان خاص با ایجاد مشاغل متزلزل و مخاطره‌آمیز.
در این حركت از فوردیسم به پست‌فوردیسم، كالاها بر اساس نیاز بخش‌های مشخص بازار و در مقیاس محدودتر، با تكیه بر ماشین‌آلات پیچیده و هوشمند و نیروی كار ماهر  و قابل انعطاف تولید می‌شود. با ظهور نشانه‌های این روند پس از انتشار این كتاب، گمان می‌رفت كه شركت‌های بزرگ تولیدكنندة كالاهای اطلاعاتی مانند بنگاه‌های بزرگ تولید فیلم، ویدئو، پایگاه اطلاعاتی، و كتاب كه طبق الگوهای اقتصادی تولید انبوه فعالیت می‌كردند رو به افول خواهند گذاشت و بنگاه‌های كوچك انعطاف‌پذیر زودبازده و چابك، جای آنها را خواهد گرفت و توزیع عادلانه‌تری از ثروت را شاهد خواهیم بود. این نگاه طی متون زیادی مردود دانسته شد زیرا نادیده گرفته بود كه تخصصی‌شدنِ انعطاف‌پذیر، از آنجا كه به این شركت‌های كوچك امكان می‌دهد كه هم از برنامه‌های انعطاف‌پذیر تولید بهره ببرند و هم ریسك سرمایه‌گذاری مستقیم خود را كاهش دهند، در واقع منجر به تبدیل شدن این بنگاه‌ها به زیرمجموعه‌های شركت‌های بزرگ می‌‌شود و عملاً سرمایه‌داری تقویت می‌گردد. با این چشم‌انداز، بدیهی است كه الگوهای تولید و توزیع اطلاعات، كه سهم عمده‌ای را در ایجاد مصرف‌كنندگان خاصِ از پیش‌تعیین‌شده بازی می‌كند، تغییر كند و نظام‌های تولید انبوه اطلاعات كه شامل اقتصاد سیاسی صنعت فرهنگ می‌شود، دستخوش تغییر شده و همراه با حركت اقتصادی پست‌فوردیستی، تبدیل به نظام‌های شخصی‌سازی اطلاعات گردند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 خرداد 1393 12:08 ب.ظ