تبلیغات
جامعه‌شناسی اطلاعات - نظریۀ تنظیم
Sociology of Information

نظریۀ تنظیم

دوشنبه 6 مرداد 1393 01:23 ق.ظ

نویسنده : مهدی شقاقی

نظریۀ تنظیم (Regulation Theory)، نظریه‎ای است که میشل آگلیتایِ (Michel Aglietta) فرانسوی در تز دکترای خود در رشتۀ اقتصاد ارائه داد و در سال 1979 کتابی با عنوان «نظریه‎ای در باب تنظیم سرمایه‎داری: موردِ ایالات متحدۀ آمریکا» منتشر نمود که استقبال و تأسی به آن، موجب ایجاد رویکردی جدید با نام «نظریۀ تنظیم مکتب فرانسه» شد. آگلیتا که از اقتصاد دانانِ چپ فرانسه بود و متهم به اقتصاد دانِ نومارکسیست لیبرال‎گرا هم شده بود، ایده‎ای را مطرح کرد مبنی بر اینکه نظام سرمایه‎داری که از تضاد بنیادین کار و سرمایه (بنا به تحلیل مارکس) رنج می‎برد، چطور توانسته تاکنون دوام بیاورد و بحران‎ها و «گیر»های اقتصادی‎اش را که اساساً به آن تضاد بنیادین برمی‎گردد، چگونه توانسته تنظیم و تسهیل کند طوریکه آن تضاد بنیادین مخفی گردد و خود را نشان ندهد و سرمایه‎داری بتواند به عنوان ایدئولوژی غالب کار خود را ادامه دهد. وی در تحلیل خود، به چند برهۀ مهم در بحران‎های اقتصادی آمریکا اشاره می‎کند که یکی از آنها یعنی بحران 1930 و دورۀ فوردگرائی در اینجا به اختصار اشاره می‎شود.
آگلیتا می‎گوید در بحران 1930، مشکل این بود که کارگران در اعتراض به بهره‎کشی کارفرمایان کارخانه‎های تولید کالا و ساعات کار زیاد، دقت کافی در ساخت قطعات و محصولات نمی‎کردند و عمداً به تضییع و تخریب محصولات می‎پرداختند که این خود ناشی از بیگانگی بنیادین کارگران از کار تلقی می‎شد. کارگران معترض بودند و مرتب اعتصاب می‎کردند و از سوی دیگر، رکود اقتصادی بر آمریکا حاکم بود و بنا به تحلیل اقتصاددانان، تقاضای موثر وجود نداشت (کالا بود ولی تقاضایی برای آنها نبود). هنری فورد، مدیر و صاحب کارخانه معروف اتوموبیل فورد ایده‎ای ارائه کرد که پایۀ فکر تنظیم، برای بحران اقتصادی آن دوره آمریکا گردید. وی به همه کارگران خود سهمیه‎ای از خودروهای فورد ارائه کرد طوریکه بتوانند با قیمت کم و با مبلغ دو ماه حقوق خود (با اقساط و مساعدت‎های بسیار) خودروی فورد از کارخانه‎ای که در آن کار می‎کنند، بخرند. در ضمن، او ساعات کار کارگران را کم کرد و حقوق آنها را افزایش داد تا بتوانند با خودروی خود به مسافرت‎های کوتاه‎برد بروند و فرصتی پیدا کنند تا پس‎اندازهای خود را خرج کنند. این طرح، باعث شد که کارگران در ساخت قطعات تولیدی دقت کنند زیرا خودروهایی که تولید می‎کردند، خودروهایی بود که خانواده‎های خود را با آن به مسافرت می‎بردند و لذا لازم بود بی نقص باشند. در ضمن، آنها بدین ترتیب فرصت پیدا می‎کردند که درآمد حاصل از کارگری خود را خرج کنند و بدین ترتیب تقاضا در بازار کالا بیشتر می‎شد. این ایده، به عنوان یک استراتژی کلان برای آمریکای 1930 به‎کار گرفته شد و بدین ترتیب، طرحی با نام طرح «اوقات فراغت» و برنامه‎ریزی برای اوقات فراغت ظهور نمود. پارک‎ها گسترش یافتند، مکان‎های عمومی برای خرید و تفریح افزایش یافت، کلوپ‎ها رو به گسترش نهادند، و کتابخانه‎های عمومی نیز به عنوان بخشی از حوزه عمومی و پرکنندۀ اوقات فراغت، تأسیس و گسترش یافتند. در ضمن، طبق یک طرح کلی، به کارگران کارخانه‎های مختلف صنعتی، سهمی از کالاهای تولیدی خودشان اختصاص یافت. آگلیتا می‎گوید سرمایه‎داری توانست در این برهه از طریق این شیوه، بحران و «گیر» خود را تنظیم کند و تضاد بین کار و سرمایه را پنهان نموده و رو شدنِ مجدد آن را به تعویق بیندازد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 مرداد 1393 02:15 ق.ظ