تبلیغات
جامعه‌شناسی اطلاعات - Disinformation و misinformation: نگاهی جامعه‎شناختی
Sociology of Information

Disinformation و misinformation: نگاهی جامعه‎شناختی

یکشنبه 19 آذر 1396 10:32 ب.ظ

نویسنده : مهدی شقاقی
دُن فالیس در دو مقاله به نام‎های A Conceptual Analysis of Disinformation   و A Functional Analysis of Disinformation  به بحث در باب ابعاد دیس‎اینفورمیشن می‎پردازد و در هشت مرحله آن را ریز می‎کند و تدقیق می‎نماید و تفاوت آن را با دروغگویی و میس‎اینفورمیشن بازگو می‎کند هر چند اذعان می‎کند که دیس‎اینفورمیشن و دروغگویی از بسیاری جهات همپوشانند. نتیجه این تحلیل‎های مفهومی و کاربردی آن است که دیس‎اینفورمیشن آن اطلاعی است که دیگران را به گمراهی، خطا، و اشتباه بیندازد (محتوای گمراه‎کننده) در حالیکه برخی دروغگویی‎ها این ویژگی‎ را ندارند. بنابراین، فالیس دیس‎اینفورمیشن را از نظر اخلاقی بسیار بدتر از دروغگویی می‎داند. اگر ارائه اطلاعات غلط، عمدی باشد و باعث گمراهی شود دیس‎اینفورمیشن است (اطلاعات کاذب عمدی) و اگر غیرعمدی باشد میس‎اینفورمیشن (اطلاعات کاذب غیرعمدی). فالیس توضیح می‎دهد که اگر اطلاعات غلط منجر به گمراه کردن و به اشتباه انداختن شود، اگر غیرعمدی نیز باشد باز دیس‌اینفورمیشن است.

یکی از راه‎های کسب سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین یا تخریب سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین دیگران، همین اطلاعات کاذب عمدی و اطلاعات کاذب غیرعمدی است. در آن دو مقاله مولف مثال‎های سرراستی برای تشریح این مفاهیم استفاده کرده است اما در اینجا به دلیل اینکه می‎خواهیم این دو مفهوم را در بافتی اجتماعی بررسی کنیم، نیاز به مثال پیچیده‎تری داریم. فرض کنید عده‎ای از کارکنان یک مرکز، در دوره آموزشی اکسل ثبت‎نام کرده‎اند. مدیر مرکز به جای اینکه ثبت نام کارکنان را تمایل به کسب دانش بداند، ثبت نام نکردن آنها را نماد سرمایه فرهنگی یا نمادین آنها تلقی می‎کند (نشانه اینکه اکسل بلد است و نیاز به آموزش ندارد). این در حالیست که ثبت نام کردن برخی کارکنان به دلیل ناتوانی در استفاده از آن نبوده، بلکه انگیزه‎های دیگری داشته است (دریافت جزه آموزشی برای استفاده در جای دیگر، صرفاً ثبت دوره آموزشی برای ارتقاء و ...). حال اگر آن مدیر به عمد در جلسه‎ای از فردی صاحب سرمایه فرهنگی با اشاره غیرمستقیم یاد کند که در کلاس اکسل ثبت نام کرده است و در ضمن، ثبت نام در آن دوره را کسر شأن بخواند، در واقع به‎طور پیچیده‎ای از دیس‎اینفورمیشن استفاده کرده است. اگر مدیر در جلسه آگاهی ضمنی داشته باشد که افراد حاضر در جلسه می‎دانند منظورش کیست، دیس‎اینفورمیشن است زیرا باعث گمراه شدن سایر افراد در خصوص آن فرد و توانایی‎هایش شده و در ضمن، به سرمایه فرهنگی و نمادین او نیز آسیب دلخواهش را رسانده است و همچنین، به دلیل اتصاف ضمنی این توانمندی به خود، سرمایه فرهنگی خود را نیز تقویت کرده است. اگر در این کار عمدی هم نداشته باشد، به تعبیر فالیس، باز دچار دیس‎اینفورمیشن شده است زیرا محتوای گمراه‎کننده‎ای در خصوص فرد و توانایی‎های او به جمع منتقل کرده و در ضمن، به سرمایه فرهنگی و نمادین او آسیب رسانده است. اما اگر افراد حاضر در جلسه ندانند که منظور او کیست، دیس‎اینفورمیشن نیست بلکه در صورت عمدی بودن، نوعی زخم‎زبان زدن به مخاطب خاص خود است. باز اگر مدیر آگاهی ضمنی داشته باشد که برخی افراد به دلیل برخی دسترسی‎ها ممکن است آن فرد را شناسایی کنند باز هم مرتکب دیس‎اینفورمیشن شده است زیرا گمراهی نسبت به فرد و توانمندی‎های او را در یک جمع ایجاد نموده است. حال اگر شنوندگان اینطور برداشت كنند كه مدیر فقط می‎خواسته قصدش را آشكار كند، اینجا فقط میس‌اینفورمیشن است.
دلالت‎های زیادی از کاربرد دیس‌اینفورمیسشن در فضای رسانه‎ای می‌توان یافت و در واقع فالیس، هشدار می‌دهد که یکی از نشانه‌های دیس‌اینفورمیشن، شیوع ناگهانی و گسترده آن است. بنابراین، در اطلاع‌رسانی باید دقت کرد که هر خبری که ناگهان شیوع می‌یابد ممکن است به نحوی آلوده به دیس‌اینفورمیشن باشد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 آذر 1396 09:49 ق.ظ