تبلیغات
جامعه‌شناسی اطلاعات - علمِ باز و مسئله‌های باز در باب آن
Sociology of Information

علمِ باز و مسئله‌های باز در باب آن

سه شنبه 30 مهر 1398 04:11 ب.ظ

نویسنده : مهدی شقاقی

امروز ظهر در جلسه ای شرکت کردم که چند پژوهشگر از سوی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ترتیب داده بودند و می خواستند گفتگویی باز و دوستانه درباره علمِ باز (open science) داشته باشند. آن طور که از سخنان اولیه آنان فهمیدم ظاهراً می بایست هنوز در باب اینکه علم و شبه علم و غیرعلم چیست و تمایز آن با مفاهیم مشابه دیگری چون دانش و اطلاعات، شناخت، و غیره کدامست، راه درازی را طی کنند. همچنین، منظور از "باز بودن" چیست و آیا باز بودن سیستمی (دسترس پذیری)، باز بودن زبانی (ساده فهمی)، باز بودن فرایندی (شفافیت فرایند)، باز بودن محتوایی (تکرارپذیر بودن)، و غیره تفحص زیادی می بایست انجام دهند. اما در مورد مفهوم علم باز، چند مسئله های باز (open problems) را در آن جلسه ذکر کردم که دوست دارم آنها را در اینجا نیز به اشتراک بگذارم:

1. اگر در علم باز منظور از باز، همگانی است و اگر منظور از علم، علوم تجربی و علوم دقیقه، هرمنوتیکی و انتقادی (به تعبیر هابرماس) است (البته من مفهوم دانش نزد هابرماس را علم تعبیر کرده ام) علومی اینچنین (مخصوصاً علوم تجربی و علوم دقیقه) که با ثروت گروهها، شرکتها، و ملت ها گره خورده اند چگونه می توانند برای مردم خودشان و سپس سایر ملل همگانی شوند؟

2. اگر منظور از علم باز همانی است که در مورد 1 ذکر شد، علوم مذکور با شرایط فوق که با مناسبات قدرت در سطح فرد و در سطح گروهها و سازمانها و ملل درآمیخته اند، چطور می تواند به اشتراک گذاشته شود؟

3. علم باز چگونه می تواند تحقق یابد در حالیکه به نظر می رسد چیزی که در مجلات علمی به مصرف جامعه علمی می رسد، پوسته ای جویده شده از علوم پیشرو واقعی است که به صورت سری در شرکتها و دولتها نگه داری می شود؟ و تازه همین مقالات نیز رایگان در اختیار قرار نمی گیرد.

4. علم باز چگونه می تواند اتفاق بیفتد در حالیکه همگانی شدن علم، در جامعه ای که قدرت جذب آن را ندارد به راحتی می تواند به بر هم خوردن نظم اجتماعی و حتی خطرات شدید مالی و جانی در سطح فرد و گروه منجر شود؟

5. علم باز و ساده فهم چگونه می تواند اتفاق بیفتد در حالیکه علم، سویه های گفتمانی دارد و اتوریته (اقتدار) متخصصان در گرو پیچیدگی زبان علم است؟

6. اگر منظور از علم باز، دانستنی های مورد نیاز برای زندگی روزمره مردم جهت خودتنظیمی و بهبود رفتار شهروندی است، چه نسبتی بین این مفهوم و سیاستهای مربوطه و کنترل اجتماعی وجود دارد؟

7. اگر منظور از علم باز، از بین بردن شکاف طبقاتی از طریق بهبود جراحات حاصله از شکاف دانشی به وجود آمده بین مردم به وسیله مراکز آموزشی اختصاصی (تیزهوشان، سمپاد، و ...) و دانشگاههای غیردولتی است، چه نسبتی بین سیاستهای نئولیبرال وزارت علوم برای دانشگاه و مفهوم علم باز که مطرح شده از سوی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور است، وجود دارد؟

8. اگر منظور از علم باز، باز بودن و شفاف بودن جریان شواهد و استدلالات و استنباطات و اجماع علمی است، چه نسبتی بین سیاستهای دروازه بانی علم که تظمین کننده خلوص علمی است و مفهوم علم باز وجود دارد؟

9. با توجه به اینکه این مفهوم اول بار از سوی مراکز و متخصصان کشورهای پیشرو در صنعت و فناوری مطرح شده است، چه نسبتی بین سیاستهای هر دم محدودکننده آن مراکز و داعیۀ علم باز وجود دارد؟

10. در عصر داده گرای امروز که مصرف کننده اطلاعات در واقع به طور غیرمستقیم تولیدکننده داده های منتهی به اطلاعات برای اشاعه دهندگان آنهاست، مفهوم علم باز چه نسبتی با منافع مردم و منافع شرکتها و ملت ها دارد؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 30 مهر 1398 04:48 ب.ظ